X
تبلیغات
پژوهشکده امام حسن مجتبی علیه السلام
   
پژوهشکده امام حسن مجتبی علیه السلام
سال حمایت ازتولید ملّی گرامی باد
 
 
درباره وبلاگ



این وبلاگ در صدد این است که مقالات،حکایات،روایات،احکام ودستورات واقعی دین اسلام ،همراه بابررسی موضوعات اجتماعی،اخلاقی،سیاسی وخانواده راباشیوه ای جالب، دراختیارهمگان قرارداده ،بلکه بتوانیم درجهت تنویر افکارعمومی ونمایش جلوه هایی ازاسلام ناب قدمی برداریم.به همین دلیل خودراازنظرات وانتقادات شماعزیزان بی نیاز نمی دانیم.
(با تشکر)
پست الکترونیک

 
____________________
موضوعات

ضرب المثل

موضوعات مبتلابه

درمحضر عالمان دین

نمازگفتگو با خدا

دفاع مقدس

گلچینی ازسخنان بزرگان

لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی

50 منبرآماده

خانواده

کودک

قمر درعقرب

طنز

زندگانی امام حسن مجتبی(ع)

مناسبتها

اخبار و برنامه های پژوهشکده

حجاب

مسائل شرعی

امام حسین(ع)

اشعارامام حسن (ع)

آلبوم

زینب کبری (س)

فاطمه زهرا(س)

ازدواج

داستانهای واقعی وآموزنده

سوالات ویژه بانوان

پیامک عیدغدیر

حج

امام عصر (عج)

____________________
آرشیو مطالب

92/02/01 - 92/02/31

92/01/01 - 92/01/31

91/12/01 - 91/12/30

91/11/01 - 91/11/30

91/10/01 - 91/10/30

91/08/01 - 91/08/30

91/07/01 - 91/07/30

91/05/01 - 91/05/31

91/04/01 - 91/04/31

91/03/01 - 91/03/31

91/02/01 - 91/02/31

90/12/01 - 90/12/29

90/11/01 - 90/11/30

90/10/01 - 90/10/30

90/09/01 - 90/09/30

90/08/01 - 90/08/30

90/07/01 - 90/07/30

90/06/01 - 90/06/31

90/05/01 - 90/05/31

90/04/01 - 90/04/31

90/03/01 - 90/03/31

90/02/01 - 90/02/31

90/01/01 - 90/01/31

89/12/01 - 89/12/29

89/11/01 - 89/11/30

89/10/01 - 89/10/30

89/09/01 - 89/09/30

89/08/01 - 89/08/30

89/07/01 - 89/07/30

89/02/01 - 89/02/31

89/01/01 - 89/01/31

____________________
مطالب اخیر

خرید وفروش دیوان شعر وکتابهای نفیس

جلسات قرآنی خواهران

بخش تالیف کتاب

مورد اعتماد بودن نماز خوان

شهید رجائی، همیشه با نماز

به یاد مناره، نماز خواند!

بهترین ها البته چند تا ش

غرور عبادت سوز

والدین

خواهرم :

____________________
پیوندهای روزانه

برترین حجاب

ستادنمازجمعه میبد

گوگل

____________________
پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

قالبهای مذهبی وبلاگ

امام خمینی (ره)

آیت الله خامنه ای (مدّظلّه)

آیت الله سید محمد الحسینی شاهرودی

آیت الله سیستانی - نجف

آیت الله فاضل

آیت الله مکارم شیرازی

آیت الله تبریزی

آیت الله سید محمد تقی مدرسی

ایت الله سید محمد صادق روحانی

آیت الله سید محمد مرتضوی قزوینی

آیت الله مصباح

آیت الله فاضل لنکرانی

آيت الله اردبيلي

آيت الله نوری همداني

یاهو

مؤسسه اشراق وعرفان (دکتراعرافی)

بی پرده (سیدمجتبی مطلبی )

آیین مهربانی

پرسه در خیال-سیدحمید رضابرقعی

عشق علیه السلام-علیرضاقزوه

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

کتاب نیوز

جنبش نرم ازاری-دانایی,آزاداندیشی وتولیدعلم

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کتابخانه ی تخصصی امیرالمومنین علیه السلام

دست نوشته های حسین قدیانی

ماه ولاء امام علی علیه السلام

فروشگاه اینترنتی کتاب-خرید آنلاین

هنر ناب اسلامی

دانشگاه تهران

سایت تحلیلی خبری مستقل

آیت الله مصباح یزدی(پیرجوان دل)

دیدار باشهید ضابط

____________________
امکانات جانبی

RSS 2.0

 

 
 
 

یکشنبه 1390/07/24

خرید وفروش دیوان شعر وکتابهای نفیس

آمادگی داریم تعدادی ازکُتُب دیوانِ شعر (فارسی،عربی ،ترکی و....)تکراری خودرا باکتابهای مورد نیاز خود معاوضه نمائیم.

فهرست کتاب ونام شُعَرا بزودی اعلام خواهیم کرد.همچنین دیوان شمارا خریداریم.



ادامه مطلب...

 
 

شنبه 1389/07/10

جلسات قرآنی خواهران

 

جلسه هفتگی تفسیرُاحکام ومسابقه ویژه خواهرانُ دوشنبه هرهفته ُرأس ساعت چهارعصر.ادامه می یابد.

کلاسهای تخصصی آموزش،احکام وقرائت قرآن کریم ،همه روزه از۸صبح الی۱۲ظهرتشکیل می گردد.

 آدرس جلسات :قم ۴۵متری صدوق،کوچه۳۸پلاک ۳۷

آگهی استخدام : به یک همکار خانم ،مسلّط به تایپ وفتوشاپ،همچنین جواب تلفنهانیازمندیم.

۰۹۱۲۵۵۱۵۳۶۳

 


طبقه بندی: مناسبتها  اخبار و برنامه های پژوهشکده 

 
 

دوشنبه 1389/01/23

بخش تالیف کتاب

تالیفات مدیر پژوهشکده

 سید احمد مطلبی یزدی

۱-کتاب راه وچاه  حاوی ۵۰ موضوع اجتماعی - اخلاقی وخانوادگی  منتشر گردیده وبه چاپ دوم رسید.

۲-جلد دوم کتاب راه وچاه آماده چاپ وبزودی وارد بازارکتاب خواهدشد.

۳- ره یافتگان کلام ومرام با ۱۲۰داستان هدایتگر به زودی در دسترس علاقمندان قرا رمی گیرد.  



ادامه مطلب...

طبقه بندی: 50 منبرآماده  اخبار و برنامه های پژوهشکده 

 
 

دوشنبه 1392/02/30

مورد اعتماد بودن نماز خوان

یك مهندس روسی تعدادی كارگر ایرانی را برای كار استخدام كرده بود، كارگران بنا به وظیفه شرعی وقت اذان كه میشد برای خواندن نماز دست از كار میكشیدند.یك روز مهندس به آن ها اخطار كرد كه اگر هنگام كار نماز بخوانند آخر ماه از حقوقشان كسر میشود. كسانی كه ایمان ضعیف و سست داشتند از ترس كم شدن حقوقشان نماز را به آخر وقت میگذاردند امّا عدّه ای بدون ترس از كم شدن حقوقشان همچنان در اوّل وقت، نماز ظهر و عصرشان را میخواندند.

آخر ماه، مهندس به آن ها كه همچنان نمازشان را اوّل وقت خوانده بودند، بیشتر از حقوق عادّی (ماهیانه) پرداخت می‎كند كسانیكه نماز خود را به بعد از كار گذاشته بودند به مهندس اعتراض می‎كنند كه چرا حقوق آنها را زیاد داده است. مهندس می‎گوید:اهمیّت دادن آن ها به نماز و صرفنظر كردن از كسر حقوق، نشانگر آن است كه ایمان آن ها بیشتر از شماست و این قبیل آدم ها هرگز در كار خیانت نمی كنند همچنانكه به نماز خود خیانت نكردند.

طبقه بندی: نمازگفتگو با خدا 

 
 

دوشنبه 1392/02/30

شهید رجائی، همیشه با نماز

روزی نزدیك ظهر به منزل شهید رجائی رفتم . ظهر، صدای اذان كه شنیده شد ، ایشان از جا برخاستند و برای اقامه نماز آماده شدند . ایشان را صدا زدند كه : « غذا آماده است و سرد می شود . اگر اجازه می فرمائید ، بیاوریم »شهید رجائی در همان حال فرمودند :« خیر ، بعد از نماز .»نگاهی به صورت آرام و چهره متبسم شهید رجائی انداختم . با لبخند به من گفت :« عهد كرده ام هیچ وقت قبل از نماز ناهار نخورم . اگر هم زمانی ناهار را قبل نماز خوردم و نماز را اول وقت نخواندم ، فردایش را روزه بگیرم .»ایشان همیشه می فرمودند :« به كار بگوئید وقت نماز است ، به نماز نگوئیید كار دارم.[1]

 

[1] كوتاه و خواندنی از نماز ،نادر فاضلی ،ستاد اقامه نماز ،اول ، 1377

طبقه بندی: نمازگفتگو با خدا 

 
 

دوشنبه 1392/02/30

به یاد مناره، نماز خواند!

سید نعمت الله جزائری در كتاب انوار نعمانیه می‌نویسد: یكی از دوستان مورد اعتماد و عادلم گفت با خود فكر كردم كه در حدیث وارد شده هر كس دو ركعت نماز او قبول شود عذاب نمی‌شود. تصمیم گرفتم به مسجد كوفه بروم در آنجا دو ركعت نماز با حضور قلب بخوانم و خود را از وساوس شیطان خالی نمایم، ناگاه به خاطرم گذشت كه مسجد كوفه مناره ندارد، اگر كسی بخواهد مناره‌ای برای آن بسازد از كجا سنگ و گچ تهیه كند، بالاخره به فكرم رسید كه از فلان محل بهتر می‌شود، تهیه نمود، كم‌كم تعیین كردم كه در چند روز این مناره تمام می‌شود و سر مناره را چگونه می‌سازند.

 همین‌كه دو ركعت نماز تمام شد. متوجه شدم من هم از ساختمان مناره فارغ شده‌ام. فهمیدم به مسجد كوفه آمدم برای ساختن مناره نه برای دو ركعت نماز با حضور قلب.[1]

[1] . پند تاریخ، ج5، ص221.


طبقه بندی: نمازگفتگو با خدا 

 
 

شنبه 1392/01/31

بهترین ها البته چند تا ش

بهترین طرزفکر آن است که بدیگران براساس خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهروثروت شان .

بهترین شوخی ان است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شود .

بهترین نگاه آن است که تمامی احساست را بدون به زبان اوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی .

بهترین بازی آن است که برد و باخت به اندازه نفس عمل برایت مهم نباشد .

بهترین شریک آن است که اصلا وجود نداشته باشد .

بهترین گذشت آن است که در موضع قدرت باشی و آن را انجام دهی .

بهترین فرارآن است که از جمع غیبت کنندگان بگریزی .

بهترین راه برای بد گویانت آن است که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان .

بهترین جست و جو کنکاش در وجود خودت است .


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

چهارشنبه 1391/12/23

غرور عبادت سوز


روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى می‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام.

اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ ! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر
مرد عابد نیز تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی‏کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.
منبع:غزالى، محمد، کیمیاى سعادت، ج ۱، ص


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  درمحضر عالمان دین  گلچینی ازسخنان بزرگان  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  داستانهای واقعی وآموزنده 

 
 

چهارشنبه 1391/12/23

والدین

  انسان فراموشکار وقتی به قدرت وموقعيتی رسيد دوران عجز وکوچکی خويش را از ياد می برد وپدر و مادر و زحمات طاقت فرسای آنان را فراموش می کندوچه ناسپاسی و کفرانی بدتر از اين؟

  انسانيت واخلاق ايجاب می کند که پاسدار اين دوگوهر باشيم و درحال حياتشان از نيکی و احسان وپس ازمرگشان از صدقات و ياد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم وفرزندان ما تداوم وجود مایند ،چگونگی برخورد ما با پدر و مادر واحترام ونیکی به آنان سبب می شود که فرزندان ما نیز در نسل آ ینده حق شناس وقدردان ونیکوکار به بار آیند.فرزندان ما همان گونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می کنیم.

.................................

توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدرومادر خویش به حساب آییم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  خانواده 

 
 

سه شنبه 1391/12/22

خواهرم :


اگر حجابت را یک پیام بدانی، و یا یک اسلحه، در محیط کفر هم بروی از خودت دورش نمی کنی،
اما اگر ندانی چرا حجاب داری و یا چادری می پوشی هر از گاهی در مقابل جوانی که
می ایستی سعی می کنی در برابر باد باشی تا کمکی باشد برای کنار رفتن چادرت، همان چادری که ندانستی چرا پوشیدی.
بله خواهرم حجاب تو می تواند یک عادت باشد، یک تظاهر باشد، و یا یک اجبار باشد،
اما بیا کاری کن که حجاب تو یک انتخاب عاقلانه و حافظ پاکی و عصمت تو باشد،حجابت نمایی از بندگیت باشد....

 

طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  درمحضر عالمان دین  گلچینی ازسخنان بزرگان  خانواده  حجاب 

 
 

سه شنبه 1391/12/22

زبانت را.....

رسول خدا (ص) : روز قیامت در میان اعضای بدن زبان عذابی شود که هیچ کدام اعضاء نشوند پس زبان گوید پروردگارا مرا چنان عذابی نمودی که چیزی را چنان عذاب نکردی در پاسخ او گفته شود از تو یک سخن درآمد در مشارق و مغارب زمین رسید و به وسیله آن خونهای محترم ریخته شد و مال محترم غارت شد و آبروی مومن برباد رفت پس به عزت و جلالم سوگند که چنان عذابی را بر تو مقرر کنم که به هیچ عضوی مقرر نکرده باشم. اصول کافی جلد3 صفحه 180

رسول اکرم (ص) : مردی از رسول خدا (ص) در خواست نصیحتی کرد حضرت فرمودند زیانت را از گناه و خلاف نگاه دار مرد دوباره در خواست نمود حضرت باز فرمودند زیانت را از گناه و آزار مردم نگاه دار وقتی مرا برای مرتبه سوم درخواستش را تکرار کرد حضرت در پاسخ او به تندی فرموند : وای بر تو آیا مردم را جز حاصل زبان خود چیز دیگری به صورت در آتش می افکند. تحف العقول صفحه 56


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

یکشنبه 1391/12/20

بهار

بهار, فرصتى است, براى تإمل در راز آفرينش و انديشيدن در شإن و جايگاه بهار از نظرگاه دين. در كشور ما نوروز را جشن مى گيرند, و حضور سبز بهار را به همديگر تبريك مى گويند, آيا چنين روزى از نظر اسلام, عيد است؟ و رفتار مسلمانان در اين روز, چگونه بايد باشد؟

پيش از اسلام, نخستين روز بهار را عيد و جشن ملى به شمار مى آوردند و از آن به (عيد باستانى) ياد مى كردند.

پس از اسلام نيز طبق روايات, از نوروز تجليل شده است. هم چنين بروز رخدادهايى مهم موجب افزايش عظمت و احترام آن شده است.

در حديث (معلى بن خنيس) ازامام صادق(ع) ـ كه علامه مجلسى مى گويد آن را در كتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز, بعد از اسلام اشاره شده است, از جمله فرمود: نوروز روزى است كه:

1ـ جبرئيل بر پيامبر نازل شد;

2ـ پيامبر(ص)على(ع) را بر دوش خود گرفت, تا على(ع) بت هاى قريش را از بالاى خانه كعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم(ع) در چنين روزى بت ها را شكست;

3ـ پيامبر(ص) به اصحاب خود امر كرد (در روز غدير خم) با على(ع) به عنوان اميرمومنان, بيعت كنند;

4ـ پيامبر(ص) على(ع) را به ( وادى جنيان) فرستاد, تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد;

5 ـ در چنين روزى (بعد از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على(ع) بيعتى دوباره شد;

6ـ در چنين روزى على(ع) (درعصر خلافتش) در جنگ نهروان بر خوارج پيروز شد, وسردمدار خوارج را كشت;

7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب, آشكار مى شود;

8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودكامه عصر) پيروز مى گردد, و او را در ميدان كناسه كوفه به دار مى كشد;

9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد, مگر اين كه ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم, زيرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند, ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد)(1).

                                                                        

                                                                                   (1)علامه عليارى, بهجه الامال, ج7, ص48


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  مناسبتها 

 
 

دوشنبه 1391/12/07

میراثی گرانبها

رسول خدا (ص) : هر مومنی بمیرد و یک ورق کاغذ از او بماند که دانشی بر

آن باشد آن ورقه روز قیامت میان او و دوزخ حائل و مانع شود و خدای تبارک و

تعالی به هرحرفی که در آن کاغذ نوشته شهری در بهشت به او دهد که

هفت برابر دنیا باشد.

امالی صدوق صفحه 37


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

یکشنبه 1391/12/06

رفقای سه گانه

امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مى‏داند:

۱- كسى كه مانند غذا به آن نیاز هست و آن «رفیق عاقل‏» است.

۲- كسى كه وجود او براى انسان به منزله بیمارى مزاحم و رنج‏آور است و آن «رفیق احمق‏» است.

۳- كسى كه وجودش به منزله داروى شفا بخش است و آن «رفیق روشن‏بین و اهل خرد» است.

طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

چهارشنبه 1391/12/02

سوگنامه ی بانوی آب وآیینه

 

السلام علیک یا فاطمه المعصومه علیها السلام

آمده ام تادر سایه سار محبت و کرامتت جان بگیرم.کبوترانه آمده ام تا شاید لحظه ای بر گنبد طلایی نگاهت بیاسایم.نام سبز توست که بر کویر لبها جوانه زده است.وای دختر باب الحوائج!

زیارت نامه میخوانم ودر هر کلمه دربزرگی ات محو میشوم؛چقدر عظمت تو جریان دارد.

السلام علیک یا بنت فاطمه وخدیجه!چه اصالتی دارید بانو1شجره نامتان عجیب نورانی است,دختر فاطمه علیها السلام! ای عالمه ی دوران!شنیده ام که در مکتب آسمانی تان عالمان بسیاری جرعه معرفت نوشیدند.

السلام علیک یا اخت ولی الله!سلام برتو وبرتمام لحظه هایت؛همان لحظه هایی که در جستجوی برادروبه شوق دیدار امام خویش منزل به منزل راه وصال پیمودیدوچون عمه بزرگوارتان پیامبر دیگری شدید تا پیام مظلومیت برادر وحقانیت ولایت را به گوش غیرت هستی فریاد کنید!

ای شفیعه روز جزا!چه میشودلحظه ای کوتاه میهمان کرامتت شوم؟! چه میشود زیارت مراهم قبول کنی؟! چه میشود ای کریمه اهل بیت؟!.....

شهادت حضرت معصومه (س) تسلیت باد

 


 
 

دوشنبه 1391/11/30

هزار شکر که عمريست در هواي توام

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

سپس غبار حریمت نوشت قلبم را

به نور معرفت و رحمت و ولایت تو

بنا نهاد چنین خشت خشت قلبم را

مرا اسیر تماشای چشمهایت کرد

سپس نهاد میان بهشت قلبم را

بدون لطف تو از دست مي دهم آقا

ميان بازي اين سرنوشت قلبم را

هزار شکر که عمريست در هواي توام

اسیر رحمت و فضل تو، مبتلای توام

چقدر صبح نگاه تو دلبري کرده

دل رميده ي ما را کبوتري کرده

من چو ذره کجا و زيارت خورشيد

نگاه روشن تو ذره پروري کرده

بهشت چشم رئوفت چه رونقي دارد

که با بهشت خدا هم برابري کرده

چقدر تازه مسلمان کنار خود داري

مسيح چشم تو کار پيمبري کرده

شکوه ناب ولايت تويي که دل ها را

تجليات نگاه تو حيدري کرده

همیشه معجزه های تو منجلی بوده

همیشه ذکر کثیرت علی علی بوده

خدا نهاده در اين چشم ها صلابت را

شکوه و هيبت و آقايي و سيادت را

مسيح آل محمّد! بزرگ نصراني

چه خوب ديده کرامات چشمهايت را

چه کودکانه به عزم مصاف مي آيند

نگاه نافذ تو رام کرده خلقت را

ز دشمنان خودت کي دريغ فرمودي؟

زلال معرفت و زمزم هدايت را؟

خدا به مرحمت گوشه چشم تو آقا!

گشوده بر همه ي خلق باب رحمت را

تمام سعي تو اين بود که بياموزي

به شيعه سرّ بقا، معني ولايت را

چقدر گفتي از آن آفتاب پنهان و

حکایت ولی و انتظار و غيبت را

خوشا کسی که دمی غائب از حضورش نیست

حجاب خود نشده بی نصیبِ نورش نیست

شده ست مرقد تو اعتبار سامرّا

شکوه گنبد زردت وقار سامرّا*

اگر چه کعبه نيامد به دست بوسي تو

تمام ارض و سما در مدار سامرّا

براي آن که دل از دست داده، جايي هست؟

در آستان تو، گوشه کنار سامرّا؟

اگر چه لایق وصل تو نیستم اما

ز دست رفته دلم در جوار سامرّا

به عشق دیدن سرداب می تپد هردم

دلِ شکسته، دلِ بی قرار سامرّا

غروب جمعه نگاهم به راه موعودی است

کنار جاده ي چشم انتظار سامرّا

طلوع می کند آخر سلاله ي خورشید

ز راه می رسد آخر بهار سامرّا

کبوتر دل من را تو جمکرانی کن

مرا به لطف خودت صاحب الزّمانی کن

یوسف رحیمی

                     

طبقه بندی: امام عصر (عج) 

 
 

شنبه 1391/11/21

سخنان تامل برانگیز ........

) هیچ دستی خالی نیست اگر اهل قنوت باشد.

) رحمت خداوند ممکن است تأخیر داشته باشد؛ اما حتمی ست.

) با افکار زیبا زندگی کن چون زندگی به اندازه ی افکار تو زیباست.

) وحشی ترین گل ها به عظمت باران تعظیم می کنند.

) وقتی تنها شدی بدان که خدا همه رو ازت دور کرده تا خودت باشی و خودش...

) دستی که گل اهدا می کند خودش هم بوی گل می گیرد.

) ابر بارنده به دریا می گفت: من نبارم تو کجا دریایی؟ در دلش خنده کنان دریا گفت: ای ابر بارنده! تو خود از مایی.


طبقه بندی: درمحضر عالمان دین  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

شنبه 1391/11/21

گاهی

گاهی با یک قطره ، لــیوانـی لبریز می شود ..

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام میگردد ..

گاهی با یک کلمه ، انسانی نابود می شود ..

گاهی با یک بی مهری ، دلی میشکند....

مراقب ِ بعضی یک ها باشیم !

در حالی که نـاچیـزند ! هـمه چــیـزنـد !!!


طبقه بندی: درمحضر عالمان دین  گلچینی ازسخنان بزرگان 

 
 

دوشنبه 1391/10/25

مرد رند وختر زیرک

روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود. این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید؟ اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد: 1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند. 2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است. 3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید؟! و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد: دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود. در همین لحظه دخترک گفت: آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است.... و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است. نتیجه ای که 100 درصد به نفع آنها بود. 1ـ همیشه یک راه حل برای مشکلات پیچیده وجود دارد. 2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم. 3ـ هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد

طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی 

 
 

جمعه 1391/10/22

غریب مدینه

سلام، غریب تر از هر غریب!

 سلام، آشنایِ غریب، مهربانِ غریب، بزرگ زاده غریب!

 سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!

 سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!

 سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!

 سلام، امام غریب من!

 آمده ام؛ با تمام دلم، با قدم های احساسم، با حضور هر چه تمام ارادتم.

 آمده ام؛ تا فانوس های روشن اشک هایم را، بر مزار بی چراغت، بیاویزم!

 آمده ام؛ تا شریک غربت بی نهایتت باشم.

 آمده ام ـ کبوترانه آمده ام ـ تا از دستان مهربانت، آب و دانه بدهی!

 آمده ام؛ با دسته دسته یا کریم های اخلاص و محبّت، تا شاید لحظه ای در گنبد نگاه مهربانت، پناه گیرم.

 ای کریم اهل بیت! حالا این من و این وسعت بی حدّ و مرزِ لطف تو.

 این دلِ کوچک من و این عنایت بزرگ تو. این گدای غریب و این هم، سلطان غریب؛ بزم غریبانه مان جور است.

 تو غریب، من هم غریب.

امّا ... نه! غربت من کجا و غریبی تو کجا! آخر شما، غربتت را هم از پدر به ارث برده ای و هم از مادر مولای من! چگونه می شود زینت شانه های پیامبر باشی، خون علی و فاطمه در رگ هایت جاری باشد، سید جوانان اهل بهشت باشی و آن وقت، این روزگار نامرد، دل به عشقت نسپارد. امام مظلوم من! چند بار از پشت، خنجر خورده ای؟! چند بار نیش سوزناک خیانت را چشیده ای؟! چند بار ...؟ انگار قصّه غربت شما پایان ندارد! آقا! زهری که بر جگرت نشست، تنها زهر جعده نبود؛ زهر بدعتی بود که مسیر عشق را عوض کرد. وقتی که دل به این بدعت بسپرند، عجیب نیست این که حتی در کنار همسفر زندگیت، غریب باشی!

 یا کریم اهل بیت! تو بزرگ تر از آن بودی که در ذهن کوچک بشر بگنجی


طبقه بندی: زندگانی امام حسن مجتبی(ع) 

 
 

چهارشنبه 1391/10/20

اس ام اس شهادت امام حسن مجتبی (ع)

 ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.

ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.


ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.


سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!


اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزاىت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم.


شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم.


ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه


طبقه بندی: زندگانی امام حسن مجتبی(ع)  مناسبتها 

 
 

چهارشنبه 1391/10/20

آزمونی با سه سؤال


هر زمان شایعه ای را شنیدید و خواستید آن را بیان کنید، ابتدا آزمون سه پرسش را انجام دهید:

کاملا مطمئن اید که حقیقت دارد؟ خبر خوبی است؟ برای شنونده سودمند است؟

اگر می خواهید چیزی را بگویید که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند، پس چرا اصلا آن را بگویید؟

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط می دانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: "لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.

قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم. " اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد جواب داد: "نه،فقط در موردش شنیده ام."

سقراط گفت: "پس واقعا نمی دانی که خبر درست است یا نادرست." حالا بیا پرسش: "آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟" مرد پاسخ داد: "نه، برعکس…"

سقراط ادامه داد: "پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درمورد آن مطمئن هم نیستی بگویی." و اما پرسش سوم: "آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟" مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"

سقراط نتیجه گیری کرد:اگرمی خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  گلچینی ازسخنان بزرگان  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  داستانهای واقعی وآموزنده 

 
 

سه شنبه 1391/08/30

نمازخواندن داماد کنار خیابان/عکس

به تازگی تصویری در سایت‌های عرب‌زبان منتشر شده است که نماز خواندن اول وقت دامادی را کنار ماشین عروس و در پیاده‌رو نشان می‌دهد.
بر اساس روایات اسلامی هر قدر که نماز اول وقت به تأخیر بیفتد، از فضیلت آن کاسته می‌شود. اما این تأکید بر ادای فریضه نماز در اول وقت به چه دلیل است؟

امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «الصلوةُ تستحبُّ فی اَوَّلِ الأَوقاتِ»، خواندن نماز در اول وقت و در اولین فرصت، کاری مستحب و پاداش افزاست (بحارالانوار، جلد 80، صفحه 13). همچنین از آن حضرت نقل شده که نماز اول وقت، «خشنودی کردگار» را به همراه دارد.

برآورده شدن خواسته‌ها از دیگر اثرات و برکات خواندن نماز اول وقت است، چنانچه حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(ع) روایت می‌کند که فرمود: «خداوند متعال با حضرت موسی تکلم کرد، حضرت موسی فرمود: خدای من! کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود: حاجت و درخواستش را به او عطا می‌کنم و بهشتم را برایش مباح می‌گردانم.» (بحارالانوار، جلد82، صفحه 204)

پیامبر اعظم(ص) در حدیثی برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی را به اقامه‌کنندگان نماز اول وقت نوید می‌دهند و می‌فرمایند: «بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.» (سفینة البحار،جلد 2، صفحه 42)

درست است که اگر نمازگزار، نماز خود را در آخر وقت هم بخواند انجام وظیفه کرده است، اما از آنجا که کار، مربوط به پروردگار و بر کارهای دیگر مقدم است، چنانچه آن را بدون عذر به عقب بیندازد، مسئول است و باید پاسخگو باشد.

در ادامه، تصویری از به جا آوردن فریضه نماز در اول وقت مشاهده می‌شود که جالب توجه و در خور تحسین است:
برای این تازه‌داماد اُردنی که در آغاز زندگی مشترک خود قرار دارد، آرزوی خوشبختی می‌کنیم.



طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  خانواده 

 
 

جمعه 1391/08/26

قبل ازازدواج وقبل ازازدواج

 

قبل از ازدواج:

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟

دختر: منو می‌بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دختر: منو می‌زنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!

دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله.

دختر: عزیزم!

بعد از ازدواج:

کافیه همین متنو از پایین به بالا بخونید!


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  ازدواج 

 
 

شنبه 1391/08/20

حجاب

ای شنیدم که شبی بر سر مد دختری با پدرش بود به جنگ

پدر از روی نصیحت می گفت که مکن پیروی از راه فرنگ

مرو از خانه برون بی چادر بر تن خویش مکن دامن تنگ

ای بسا گرگ که در جامه میش بهر صید تو نوازد آهنگ

نکنند این دغلان از دغلی بهر اغفال تو یک لحظه درنگ

دختر از روی تعرض گفتش آنچه تو گوئی بود جمله جفنگ

باش خاموش دگر یاوه مگو که تو پیری و بری از فرهنگ

مدتی شد سپری زان جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ

با سخن های زیبنده عشق با بیانات دل انگیز و قشنگ

همچو آهو به سخن رامش کرد از ره حیله چو روباه زرنگ

گوهر عفت او را زد و برد کرد دامان وی آلوده به ننگ

همچنانی که به خود می بالید زیر لب زمزمه کرد این آهنگ

صید با پای خود افتاد به دام مرغ با میل خود افتاد به چنگ


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  حجاب 

 
 

یکشنبه 1391/07/30

مادر مهربان

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  خانواده  داستانهای واقعی وآموزنده 

 
 

پنجشنبه 1391/07/27

خنده داره ؟

چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90دقیقه بازی  تیم فوتبال مثل باد می گذره!

چقدرخنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ  هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت درمسجد  طولانی به نظر میاد امایه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

چقدرخنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم !

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت میبریم و از هیجان تو پوست خود نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا ونیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم !

چقدرخنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخشی ازقرآن سخته اما خوندن 100صفحه ازیک کتاب رمان آسونه!

چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مسجد تمایل داریم !

چقدرخنده داره که برای عبادت وکارهای مذهبی زمان کافی دربرنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم !

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باورمیکنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باورمیکنیم !

چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شودهمه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید! خنده داره. اینطور نیست؟!

دارید می خندید؟ یا دارید فکر می کنید؟ 


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  طنز 

 
 

پنجشنبه 1391/07/27

خانواده، کانون هدایت یا گمراهی

صفات و اخلاق پسندیده یا ناپسند خانواده، در هدایت یا گمراهی فرزندان اثری مستقیم دارد و بی شک، پدران و مادران در پرورش شخصیت زشت یا زیبای نونهالان خویش، مسئولیت بزرگ و اساسی برعهده دارند. فرزندان رستگار و بزرگوار، در خانواده های اصیل و پرهیزکار ریشه دارند؛ خانواده هایی که با تهذیب نفس توانسته اند به کمال فردی و اجتماعی دست یابند و در اجرای واجبات الهی و ترک محرمات، الگویی نیکو برای فرزندان خویش باشند. خداوند نیز در قرآن مجید با صراحت، به این خاستگاه مهم تربیتی، چنین اشاره می کند:

 وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذی خَبُثَ لایَخْرُجُ إِلاّ نَکِدًا کَذلِکَ نُصَرِّفُ اْلآیاتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ. (اعراف: 58)

سرزمین پاکیزه، گیاه آن به فرمان پروردگارش درآید و آن زمین که ناپاک است، (گیاه آن) جز به سختی درنیاید. بدین سان، آیه ها را برای گروهی که سپاس می دارند، گوناگون می کنیم.

 از حضرت علی علیه السلام درباره اهمیت خانواده در اصلاح و تهذیب نفس فرزندان، حدیثی چنین برجاست:

 اِذا کَرُمَ أَصْلُ الرَّجُلِ کَرُمَ مَغیبُهُ وَ مَحضَرُهُ.

 کسی که ریشه خانوادگی اش شریف است، در حضور و غیاب و در هر حال، از فضیلت و صفات پسندیده بهره مند است.

 از آنچه گذشت، درمی یابیم که خانواده ها می توانند هم عاملی برای هدایت و تقرب الهی فرزندان باشند و هم عاملی برای فساد و بی بند باری جوانان. بنابراین، برای پرورش جوانانی سالم، باید ابتدا پدران و مادران خانواده ها، در پی اصلاح و تهذیب خویش برآیند.

 پیام متن: خانواده ها می توانند کانونی برای اصلاح و هدایت فرزندان باشند و برای بهره مندی از جوانانی سالم، بانشاط و باایمان، باید نخست مسئولان تربیتی خانواده ها اصلاح شوند


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  خانواده  کودک  ازدواج 

 
 

پنجشنبه 1391/07/27

ازدواج، در سایه سار عشق حقیقی

از امام صادق علیه السلام درباره عشق پرسیدند، ایشان فرمود: «دل هایی که از ذکر خدا خالی می شوند، به محبت غیرخدا گرفتار می آیند».

در عشق مجازی، خودخواهی عاشق بسیار جدی است و این خودخواهی، عامل حرکت اوست، ولی در عشق حقیقی، عاشق حتی از خود نیز می گذرد، تا چه رسد که به خودخواهی روی آورد. چنین است که عشق مجازی، در بستر عشق حقیقی و الهی پالایش می شود.

دین اسلام، عشق را تعطیل نکرده، بلکه آن را تعدیل ساخته است و حتی عشق مجازی را نیز در محدوده ازدواج، نفی نمی کند. دین پیوسته رهنمود می دهد که مرد به زن اظهار محبت و عشق کند و با این کار سبب پایداری پیوند و جاودانگی کانون خانواده شود. پیامبر می فرماید: «اگر مردی به همسرش بگوید تو را دوست دارم، درختی در دل او رویانده است که خشک نخواهد شد».

 خداوند در قرآن، زن را بخشی از وجود مرد می داند و مرد با پیوند ازدواج، گم شده خویش را می یابد. همچنین در جای دیگر، سه فایده شگفت برای ازدواج برمی شمرد که بهترین تأمین کننده عشق و علاقه میان زن و مرد است: نخستین آن، تسکین است؛ یعنی هر دو با هم به آرامش می رسند. دومین آن، تکمیل است؛ زیرا هر دو لباس یکدیگرند و با هم کامل می شوند و سوم اینکه در کانون خانواده، محصول و ثمره های زندگی را برداشت می کنند. از آن جا که انسان، موجودی بی نهایت طلب است، عشق حقیقی و جاودانه او تنها در ایجاد رابطه با خداوند شکل می گیرد و آرامش واقعی و کامل، در پناه ذکر و یاد اوست. در این آیه قرآنی نیز بر این امر تأکید می شود: «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همان که دل با یاد خدا آرامش می یابد».

پیام متن: اسلام، تنها عشق الهی را عشق حقیقی و جاودانه می شمارد و البته بر خانواده ای که کانون آن با عشق مجازی، ولی با رعایت اصول عشق روحانی پایه گذاری شود، مهر تأیید می زند


طبقه بندی: موضوعات مبتلابه  خانواده  ازدواج 

 
 

دوشنبه 1391/07/24

یا ضامن آهو

دلم هواي گريه دارد

 آن روزها من فقط يك دختر بچه بودم كه تو را به خاطر همبازي شدن با كبوترهاي بقعه‏هايت و آب خوردن از سقاخانه‏اتْ با كاسه‏هاي طلايي‏اش، دوست مي‏داشتم.

 آن‏چه از تو در خاطر كودكانه‏ام مانده بود، نوازش پرهاي رنگي خادمانت بر روي صورتم بود و عطر گلابي كه وقت زيارت، لباسم را خوشبو مي‏كرد.

 پدر مرا بر روي شانه‏هايش سوار مي‏كرد تا در ميان خيل جمعيتي كه گرداگرد ضريح نوراني‏ات مي‏چرخيدند، دستم به پنجره‏هاي ضريحت برسد و بتوانم آن را ببوسم.

 بعد، پدر گوشه‏اي مي‏نشست و زيارتنامه مي‏خواند و من بر روي سنگ‏هاي مرمر صحن آيينه‏ات، لي‏لي‏كنان بازي مي‏كردم.

 يك‏بار ضمن بازگشت از زيارت، در حالي كه پدر كفش‏هايم را از كفشداري مي‏گرفت، دستم از ميان دست پدر رها شد و جمعيت مرا با خودش برد. هر چه چشم چرخاندم، پدر را نديدم.

 پاي برهنه در حياط شروع به دويدن كردم؛ آن‏قدر سراسيمه كه كبوترها و يا كريم‏هايت را كه روي زمين مشغول گندم خوردن بودند، ترساندم و يك دفعه يك دسته كبوتر به هوا پريد! چند بار پدر را صدا زدم، اما وقتي جوابي نشنيدم، كم كم فريادهايم به بغض تبديل شد و گريه‏ام گرفت.

 ازا ين كه گم شده بودم، خيلي ترسيدم؛ با خودم گفتم شايد چون دختر بدي شده‏ام پدر مرا از ياد برده است.

 از خيال اين‏كه مرا رها كرده باشند و به حال خود گذاشته باشند گريه‏ام بيشتتر شد.

 يك دفعه ياد بي‏بي افتادم كه هميشه مي‏گفت: امام هشتم عليه‏السلام ، غريب نواز است و دعاي در راه ماندگان را اجابت مي‏كند.

 ياد قصه صياد و آهو افتادم كه بارها بي‏بي برايم تعريف كردده بود و پدر عكس آن را در اتاق زده بود.

 همان جا كه ايستاده بودم، رويم را به طرف حرمت چرخاندم و مثل اوقاتي كه مادر با تو حرف مي‏زد و دعا مي‏خوان چشم‏هايم را بستم و از دلم گذشت: يا امام رضا عليه‏السلام ! اگر كمكم كني، قول مي‏دهم كه ديگر دختر خوبي شوم!

 هنوز شيرين خلوت با تو در دلم بود كه جمعيت از هم شكافت و سايه پدرم بر سرم افتاد...

 حالا ديگر همه مي‏گويند كه من براي خودم خانمي شده‏ام و به قول معروف سري تو سرها درآورده‏ام؛ اما هنوز هر وقت كاسه‏هاي طلايي سقاخانه‏ات را مي‏بينم و صداي نقاره‏خانه‏ات هنگام اذان در گوشم مي‏پيچيد، به ياد آن قولي مي‏افتم كه به تو دادم و از خودم خجالت مي‏كشم.

 چون اين روزها صفا و صميميت كودكانه‏ام را از دست داده‏ام و از صداقت و معصوميت بچگي‏هايم دور شده‏ام و ديگر نمي‏توانم با آن خلوص و سادگي با تو حرف بزنم.

 احساس مي‏كنم مدت‏هاست كه زير قولم زدم و دختر بدي شده‏ام.

شايد بهتر باشد يك بار ديگر در حرمت گم شوم.

دلم براي گريستن تنگ است!


طبقه بندی: لطایف وحکایات اخلاقی - تربیتی  خانواده  داستانهای واقعی وآموزنده 

 
 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin